عروسک و خرید عروسک خرس و سخنگو

اما وقتی او سر قرار حاضر میشود، متوجه میشود هرچه سعی میکند نمیتواند خودش را راضی به فروختنِ عروسک کند. باربی یکی از محبوبترین عروسک دخترانه تولید شده است در حال حاضر میلیاردها عروسک باربی در سراسر جهان وجود دارد.عروسکهای باربی مورد علاقه بسیاری از نسلها و کلکسیونرها هستند، زیرا طرحها و تمهای متنوعی دارند. یکی از متصدیانِ موزه که روث استابز نام دارد در سال ۱۹۹۲ در پاسخ به این سؤال که آیا این موزه میزبانِ داستانهای ارواحِ خودش است یا نه، داستان مندی را به نگارش درآورد.داستان مندی در قالب کتابی به اسم «داستانهای ماوراطبیعهی پیرامونِ بریتیش کلمبیا» در سال ۱۹۹۹ منتشر شد و سروصدای زیادی در سراسرِ کانادا به پا کرد. او شبانه برای گشتوگذار به این خانه سر میزند و متوجه میشود که درِ زیرزمینِ خانه باز است. اما به تدریج، مندی به بخشِ دیگری از موزه منتقل شد و بهتنهایی درونِ جعبهای به دور از دیگر عروسکها جای گرفت؛ چون شایعه است که اگر او درکنار دیگر عروسکها قرار بگیرد، به آنها صدمه میزند. درواقع هر جا که مندی حضور دارد، وقوعِ اتفاقاتِ غیرقابلتوضیح حتمی است.

کیفیت و تنوع محصولات این فروشگاه به اندازه ای است که بتواند هر نوع سلیقه ای را پوشش دهد و رضایت مشتریان خود را تأمین نماید. خانوادهی صاحبِ پوپا گزارش کردهاند که عروسک را در حالتهای متفاوتی نسبت به چیزی که دیده بودند پیدا میکنند. وقتی بیدلیل زخمهایی روی بدن دختر کوچکشان ظاهر شد، اعضای خانواده تصمیم گرفتند که چارلی را دوباره در صندوق قفل شده شیروانی قرار دهند. یا مثلاً نمونه دیگرش مراسم «عروس باران» در غرب کشور است که مراسمی با عنوان بارانخواهی است. خب اینها نمونههایی است که تا به امروز عروسک آنها ساخته نشده است. کودکان میتوانند عروسکها را مطابق میل خود بسازند و بیشتر ترجیح میدهند که آنها را بهشکل حیوانات و یا شخصیتهای داستانهایی که شنیدهاند درست کنند. کسی که این موزه را ببیند این احساس به او دست میدهد. دست درون عروسک قرار میگیرد و کسی که عروسکها را می گرداند به آن شخصیت میدهد و با حرف زدن به او جان میدهد.

حالا کارمندان و داوطلبانِ موزه به میزبانِ رویدادهای عجیبِ اطرافِ مندی تبدیل شدهاند؛ گفته میشود از وقتی که مندی در موزه ساکن شده است، غذاها از یخچال ناپدید میشوند و بعدا در کشوی لباسها یافت میشوند؛ در زمانیکه کسی حضور ندارد، صدای قدم زدن به گوش میرسد؛ خودکارها، کتابها، تابلوها و خیلی چیزهای دیگر گم میشوند؛ برخی از آنها هرگز یافت نمیشوند و سروکلهی بقیه بعدا پیدا میشود.البته که در ابتدا تمام اینها به پای حواسپرتی کارمندانِ موزه نوشته شده بود. حریریان افزود: عروسکها جزئی از میراث فرهنگی محسوب میشوند و از طریق لباسها، شیوه ساخت و نوع کارکرد آنها میتوان به کودکان، میراث فرهنگی منطقه خاص را آموزش داد. اما این روح برخلافِ اکثرِ ارواحی که عروسکها را تسخیر میکنند نه شرور است و نه تاریک، بلکه فقط روح بچهای که حدود دو قرن پیش غرق شده بود است. در همین زمان بود که او یکی از ترسهای دورانِ کودکیاش را به خاطر آورد؛ ترس از خانهی قدیمی متروکهای که در انتهای خیابانِ محلِ زندگیاش قرار داشت و گفته میشد که یک خانهی جنزده است. لباسهایش کثیف بودند، بدنش پاره پوره بودند و ترکها و شکافهایی روی سرش وجود داشت. اگرچه کِری در ابتدا عروسک را در اتاقِ پذیرایی رها میکند و به اتاق خواب میرود تا بخوابد، اما او که نمیتوانست دست از فکر کردن به عروسکی که فاصلهی نه چندان دوری از او داشت بخوابد، بلند میشود، عروسک را در یک کیسه میگذارد و آن را به زیرزمینِ خانه منتقل میکند.کِری بعدا تصمیم گرفت که عروسک را بفروشد و با کمال میل خوشحال بود که میتواند از سوغاتی خانهی جنزدهی انتهای خیابان خلاص شود.

بنابراین او به یک موزه سفر میکند و موزهداران با بررسی میخهایی که در کفِ پاهای عروسک استفاده شده است، به این نتیجه میرسند که سنِ این عروسک به ۲۰۰ سال قبل بازمیگردد و براساسِ شکلِ ظاهریاش با اطمینان اعلام میکنند که این عروسک در جایی از اروپای شرقی ساخته شده است.همچنین نهتنها معلوم میشود که از موهای واقعی انسان برای موی عروسک استفاده شده است، بلکه زیرِ پوستِ سرش هم چیزی شبیه به نسخهی جعلی مغزِ انسان یافت میشود. از آن غیرمنتظرهتر روحِ شیطانی عروسک بود که هرکسی که با آن مواجه میشد (چه انسان و چه حیوان) را دچار تشنج میکرد. صاحبِ اصلی پوپا از پنج یا شش سالگی در دههی ۱۹۲۰ تا زمان مرگش در ژوئیه ۲۰۰۵، از این عروسک نگهداری میکرد. صاحبِ پوپا برای نوههایش تعریف میکرد که این عروسک قادر به فکر کردن است. ساختن عروسکهایی که از لحاظ ظاهری با بچهها مو نمیزنند، یکی از سنتهای قدیمی این کشور است.

دیدگاهتان را بنویسید